سلطان محمد مطربي سمرقندي
484
تذكرة الشعراء ( فارسي )
آمد آن نخل گلستان لطافت « مؤمنى » * خارخار غم بسى در خاطر ما كرد و رفت [ 185 ] مليحى سمرقندى [ سدهء يازدهم هجرى / هفدهم ميلادى ] مليحى سمرقندى ، از شعراى نورسيدهء اين عصر است . در فن شاعرى ، خالى از علاقه نيست ؛ طبع خوب دارد و اين غزلش گواه حال اوست . « 1 » [ 186 ] مشكى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] مشكى ، از ملازمان صادق الاخلاص كافى الاختصاص جناب امارتمآب كمالات اكتساب امير مرتبت ، فانى ابن حاجى اتاليق دورمان مىباشد . از حرفهء « بهلهدوزى « 2 » » صاحب وقوف است . صبح و شام ، اوقات در ملازمت امير مذكور ، به سر مىبرد . طبعش خالى از لطافتى نيست . بديهه را نيكو مىگويد و اين مطلع ، از نتايج فوايح روايح انفاس مشكين اوست : مطلع : شكرلبى كه دو چشمش بعينه دو بلاست * هزار فتنه ز عين بلاى او برخاست
--> ( 1 ) . غزل مذكور در اصل نوشته نشده است [ ج ] . ( 2 ) . بهلهدوزى ، حرفهء دستكشدوزى است . اين دستكشها براى ميرشكاران چرغ و باز ، دوخته مىشد .